کفشدوزک اس ام اس و سرگرمی

» جدید ترین طنز نوشته های 96

فروشگاه

فروشگاه

gushvare

bank

اعلانات سایت

- وبگاه اس ام اس و سرگرمی کفشدوزک در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

- مطالب درخواستی خود را میتوانید از طریق قسمت نظرات یا از طریق تماس با ما به ما اطلاع دهــید.

 

جدید ترین طنز نوشته های ۹۶ ۶ تیر ۱۳۹۶

جدید ترین طنز نوشته های۹۶

آرشیو مطالب طنز

 

tanz neveshte جدید ترین طنز نوشته های 96

 

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را گذاشت,مرد

ازاو پرسید آیا راضی هستی ؟؟؟

مرد گفت نه!!

خداوندپرسید چه میخواهی ؟

مرد گفت  آینه ای میخواهم که بزرگی خود را در آن ببینم

و اینجا بود که خداوند گفت این خیلی پررو شده یک موجودی بسازم که آدمش کنه

و اینگونه شدکه خداوند زن را آفرید 

این پدر مادرای جدیدو دیدید؟

تا یه خرده چایی داغ میریزه رو دست بچشون جیغ و داد میکنن و پونصد بار محل سوخته شده رو بوس و نوازش 

 میکنن که مبادا بچه دردش بیاد

 والا قدیما من یه بار افتادم توی دیگ حلیم، کل وجودم سوخت بعدش پدرم گفت: داد نزن بچه مگه چی شده!

پس آتش جهنمو میخوای چکار کنی تو؟

مادرمم تا سه روز کتکم میزد که همسایه ها گفتن حلیم مزه پسرتو میده

مردها موجودات خطرناکی هستند

اما لازمه حتما یکیشونو داشته باشی که از بقیه در امان باشی

.

.

یه چیزی تو مایه های واکسیناسیونه

‏یه بار بابام تا اومد خونه گرفت منو زد، گفتم چرا؟ گفت می خوام برم حموم بعدش بخوام بزنمت عرق می کنم الان 

زدمت دیگه تا شب هر کاری بکنی می بخشمت

اگر یخچال ها اهل تلافی بودند 

شب که ما می خوابیدیم

 هر یک ساعت یه بار 

بیدارمون می کردن

و میگفتن چه خبر

تازگیا یه آزمایش به آزمایشای قبل از ازدواج اضافه شده

 .

دخترو میندازن تو آب

اگه رفت زیر آب طبیعیه ، اگه اومد بالا همش پروتزه

یک آهنگ سنتی گذاشتم بعد رفتم دوش گرفتم، اصلاح کردم، شام خوردم، چای گذاشتم، یه دور رفتم بیرون و 

برگشتم

خواننده هنوز شروع نکرده بود به خوندن! 

اگر فردایی بهتر میخواهی باید امروز تلاش کنی،

.

.

الان که دیر وقت ایشالا از فردا

تنها ردی که تو زندگی از خودم جا گذاشتم

ردِ آب زباله رو پله ها بود

که متاسفانه مدیر ساختمون استقبال نکرد و همین روزا باید تخلیه کنم

ﺳﺮ ﮐﻼ‌ﺱ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ گفتم ﺍﻧﺸﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ .

“ﺍﮔﺮ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ؟”

ﻫﻤﻪ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ، ﺑﻪ ﺟﺰ ﯾﮑﻨﻔﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ 

ﮐﻨﻪ.

ازش پرسیدم: ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ؟

گفت: ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺗﺎ ﻣﻨشی بیاد تایپ کنه

ینی قوه تخیلش هلاکم کرد!!!!

وﺳﺎﯾﻞ تیراندازی با کمان : ۴ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﻭﺳﺎﯾﻞ اﺳﮑﯽ : ۳ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﻭﺳﺎﯾﻞ ﮐﻮﻩ نوردی : ۲ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ : ۱ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ !

ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﻫﺮ یک از ﻭﺳﺎﯾﻞ ﻭﺭﺯﺷﯽ ۸۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ !

ﻗﻠﯿﻮﻥ : ۵ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ !

بعد میگن چرا قلیون میکشی

از یارو میپرسن تو از زنت میترسی؟ 

میگه :کی!!؟ من؟ هه…..

چرا بترسم! 

اتومو کردم، ظرفارم شستم، گردگیریمم تموم شده، زیر بچه رو هم عوض کردم، دیگه از چی بترسم!

کسی میترسه که کاراش مونده باشه! 

مورد داشتیم

.

.

.

دختره میخواسته دست اندازو رد کنه هول شده واسه دست انداز بوق زده بره کنار’

دست انداز از خنده صاف شده

رفته ﺑﻮﺩﻡ ﺳﻮﭘﺮﻣﺎﺭﮐﺖ ﭼﯿزی ﺑﺨﺮﻡ

.

.

یه دختره اومد ﺩﺳﺖ ﮔﺬﺍشت ﺭﻭ ﭘﻔﮑﺎ گفت :

ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﻗﺎ ﺍﺯﯾﻦ ﭘﻔﮑﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟

ﯾﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻧﯿﮕﺎ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮐﺮﺩ

ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :

ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ 

ﺩﺧﺘﺮه هم ﮔﻔﺖ ﻣﺮﺳﯽ ﻭ ﺭﻓﺖ 

فروشنده با لبخدی ملیح از دنیا رفت!!!

امروز رفته بودم شهردارى واسه انجام کار ساختمانى

 کارمنده پرسید :

مالکی یا مملوک ؟ 

وکیلی یا موکل؟ 

موجرى یا مستاجر؟

منم گفتم الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب !!!

 گفت یعنی چی آقا؟!

گفتم مگه جوشن کبیر نمیخونی؟ 

انداختم بیرون پروندمم پاره کرد

 چش بود بنظر شما 

ها

 

 

آدرس کوتاه شده مطلب
http://kafshdoozaki.ir/?p=26572

مطالب مشابه

بیوگرافی نویسنده

mohammad

محمد درویشی
ازاستان_لرستان_دورود_امیدوارم از مطالب سایت کفشدوزک بهره مفید ببرید.

مشاهده تمامی 1246 پست

تبلیغات

ارسال دیدگاه

:x :| :-* :P :(( :( :)) @};- :D more »

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.