کفشدوزک اس ام اس و سرگرمی

» ضرب المثل لعنت به کار دستپاچه

فروشگاه

فروشگاه

morghamin-1

gushvare

bank

اعلانات سایت

- وبگاه اس ام اس و سرگرمی کفشدوزک در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

- مطالب درخواستی خود را میتوانید از طریق قسمت نظرات یا از طریق تماس با ما به ما اطلاع دهــید.

 

ضرب المثل لعنت به کار دستپاچه ۲۳ تیر ۱۳۹۵

X ضرب المثلX ضرب المثل لعنت به کار دستپاچهX لعنت به کار دستپاچهX داستان لعنت به کار دستپاچهX داستان ضرب المثل لعنت به کار دستپاچهX بهترین داستان های کوتاهX دنیای ضرب المثلX داستان

داستان ضرب المثل لعنت به کار دستپاچه

آرشیو ضرب المثل

 

ضرب المثل ضرب المثل لعنت به کار دستپاچه

 

این مثل را می آورند تا به کسی که کاری را معطل می کند و به شوخی طعنه بزند .
آورده اند که …
بچه ای تازه بدنیا آمده بود و در خانه گهواره نداشتند . پدر بچه رفت به نجار سر گذر سفارش کرد یک گهواره برایش بسازد ، نجار قبول کرد و چند روز گذشت و مشتری چند بار آمد و رفت و یک روز اعتراض کرد که بابا اگر نمی خواهی بسازی ، بگو بروم جای دیگر سفارش بدهم . نجار گفت : چرا می سازم ولی رسمش این است که برای کار سفارشی ، قدری بیعانه می دهند که ما بدانیم این گهواره حتماً مشتری دارد .

 

مشتری قدری پول به رسم بیعانه به او داد و قرار شد سه روز دیگر گهواره حاضر باشد . چند روز گذشت و چون بیعانه داده بود به جای دیگر هم مراجعت نمی کرد ، گاهی می آمد و می پرسید آماده شد ؟ نجار می گفت : همین فردا و پس فردا تمام می شود . مشتری می رفت و چند روز دیگر می آمد کار تمام نشده بود .

.

.

.

در خانه کم کم با نبودن گهواره عادت کرده بودند و بچه بزرگ شد ولی چون پدر بیعانه داده بود ، برای اینکه بیعانه از میان نرود گاهی سراغ گهواره را می گرفت ،‌کم کم از بس که طول کشید موضوع فراموش شد و آن بچه بزرگ شد ده ساله و بیست ساله شد و بعد زن گرفت و خودش بچه دار شد . وقتی بچه تازه متولد شد بازهم گهواره در خانه نبود . مادربزرگ به پسرش گفت : راستی حالا که گهواره لازم دارید خوب است بروی پیش آن نجار و آن گهواره را که چند سال پیش بیعانه داده بودیم بگیری که هم بیعانه نقد شود و هم گهواره به کار بیاید . پسر رفت از نجار گهواره را مطالبه کرد .

 

نجار گفت : خیلی گرفتار بودم و هنوز نتوانستم بسازم ، انشاء الله یک گهواره خوبی می سازم ، که خودتان بگوئید بارک الله . اوقات مرد تلخ شد و گفت : آخر کی می خواهی بسازی ؟ گهواره را برای من سفارش داده بودند که حالا بزرگ شده ام و بچه دار شده ام ، هنوز هم امروز و فردا می کنی ؟ خلاصه خودت میدانی یا بیعانه را پس بده یا گهواره را تا فردا حاضر کن ، که اگر فردا بیایم و حاضر نباشد ، من می دانم که چه باید کرد !

 

 

نجار جواب داد : اصلاً میدانی چیست من اصلاً از کار دستپاچه خوشم نمی آید . حالا که شما اینقدر عجله دارید و بیست و دو سال است من را ناراحت کرده اید ، من آن بیعانه را به شما پس می دهم ، گهواره هم نمی سازم مرا بگو که می خواستم به شما خدمت کنم و لعنت به هر چه کار دستپاچه است . بفرمائید این هم بیعانه تان اگر خیلی عجله دارید بروید به یک نجار دیگر سفارش بدهید .

 

 

 

آدرس کوتاه شده مطلب
http://kafshdoozaki.ir/?p=21855

مطالب مشابه

بیوگرافی نویسنده

mohammad

مشاهده تمامی 898 پست

تبلیغات

ارسال دیدگاه

:x :| :-* :P :(( :( :)) @};- :D more »

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.