کفشدوزک اس ام اس و سرگرمی

» ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

فروشگاه

فروشگاه

morghamin-1

gushvare

bank

اعلانات سایت

- وبگاه اس ام اس و سرگرمی کفشدوزک در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

- مطالب درخواستی خود را میتوانید از طریق قسمت نظرات یا از طریق تماس با ما به ما اطلاع دهــید.

 

ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند ۱۲ مرداد ۱۳۹۵

X ضرب المثلX ضرب المثلضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنندX ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنندX داستان ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنندX داستانX دنیای ضرب المثلX بهترین داستان های کوتاهX بهترین ضرب المثل های زیبا و جالب,هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

داستان ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

آرشیو ضرب المثل

 

zar bolmasal har kas shodi bego khrab konand ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

 

داستان ضرب المثل هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند

یکی بود ، یکی نبود . دانشجویی بود که هزار جور گرفتاری داشت . درس هایش زیاد بود . پول نداشت در شهری دور از زادگاهش درس می خواند روزی سرش را انداخته بود پایین و توی فکر بود راه می رفت که ناگهان سرش به تیرک سایبان یکی از مغازه ها خورد و به زمین افتاد . ضربه شدید بود . دنیا جلو چشمهایش تاریک شد . کمی که به خودش آمد صاحب مغازه را دید و گفت : مرد حسابی چرا تیرک سایبانت را این قدر پایین گذاشته ای ؟ مغازه دار قاه قاه خندید و گفت : مگر کوری ، چشمت نمی بیند ؟ حواست کجا بود . دانشجو گفت : سایبانت را خراب کنی و تیرک را بالاتر بساز . صاحب مغازه سینه اش را جلو داد و گفت : ببخشید . فقط منتظر دستور شما بودم تا امر بفرمایید . حالا کسی نشده ای که دستور بدهی برو هر وقت کسی شدی بیا و دستور بده تا خرابش کنم .

.

.

.


دانشجو در حالی که خیلی ناراحت و عصبانی بود راهش را گرفت و رفت . دو سه سالی گذشت یک روز که مغازه دار مشغول فروش جنس بود متوجه شد که چند سوار کار به طرف او می آیند . آنها نظامی بودند . سوارها با اسب هایشان پیش آمدند یکی از آن ها با صدای بلند گفت : آهای صاحب مغازه چرا سایبانت این قدر پایین است و مزاحم رفت و آمد مردم است ؟ زود باش سایبان را خراب کنی تا راه باز شود . صاحب مغازه گفت : از‌ آن طرف تر بروید . مگر مجبورید از این جا بروید . سوار کار گفت : خرابش می کنی یا دستور بدهم خرابش کنند . مغازه دار فریاد زد مگر شهر هرت است . من از دستتان شکایت می کنم .

 

نظامی گفت : برو شکایت کن ، یادت نمی آید ؟ چند سال پیش که سر من به سایبان تو خورد خودت گفتی برو هر وقت کسی شدی دستور بده ، سایبانم را خراب کنند . حالا من برای خودم کسی شده ام و دستور می دهم سایبان مغازه ات را خراب کنند .
مغازه دار دیگر حرفی نداشت که بزند .
از آن به بعد به کسی که در خواست و دستور نسنجیده ای بدهد ، می گویند ( هر وقت کسی شدی ، بگو خراب کنند )

 

 

 

آدرس کوتاه شده مطلب
http://kafshdoozaki.ir/?p=22604

مطالب مشابه

بیوگرافی نویسنده

mohammad

مشاهده تمامی 896 پست

تبلیغات

ارسال دیدگاه

:x :| :-* :P :(( :( :)) @};- :D more »

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.