کفشدوزک اس ام اس و سرگرمی

» اس ام اس تنهایی و غم انگیز جدید اسفند 92

فروشگاه

فروشگاه

morghamin-1

gushvare

bank

اعلانات سایت

- وبگاه اس ام اس و سرگرمی کفشدوزک در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

- مطالب درخواستی خود را میتوانید از طریق قسمت نظرات یا از طریق تماس با ما به ما اطلاع دهــید.

 

اس ام اس تنهایی و غم انگیز جدید اسفند ۹۲ ۱۸ اسفند ۱۳۹۲

اس ام اس تنهایی و غم انگیز جدید اسفند ۹۲

آرشیو اس ام اس های تنهایی

sms tanhayi اس ام اس تنهایی و غم انگیز جدید اسفند 92

 حس آن ته سیگار مچاله

حس آن شاخه شکسته روی زمین

حس بیمار در کما رفته

حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین

حس تنهایی و رخوت

حس جان دادن تو خلوت

حس مرگ دارم امشب !

.

.

.

درد اینجاست که درد را نمی شود به هیچکس حالی کرد !

.

.

.

دست تو اگر بود ، دست من در جیبم نبود …

.

.

.

دلم قصه ای عاشقانه می خواهد که تا آخرش پای هیچ نفر سومی به میان نیاید !

.

.

.

این روزهایم به تظاهر می گذرد …

تظاهر به بی تفاوتی

تظاهر به بی خیالی

به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش” !

.

.

.

عشق خیالی من ، خودت نیستی ولی هنوز عشق خیالیت در رگهایم جریان دارد و قلبم میتپد با عشقی که تو در رگهای من جا گذاشتی …

.

.

.

تو دور می شوی و من در همین دور می مانم …

پشیمان که شدی برنگرد ، لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !

.

.

.

چقدر میتوان تحمل کرد

نبودنت را ؟

نداشتنت را ؟

ندیدنت را ؟

نخواستنت را ؟

.

.

.

دلم ؛ جایی مانده ای که هیچکس مسئولیت شکستنت را بر عهده نمی گیرد …

.

.

.
تو ماه را بیش تر از همه دوست می داشتی و حالا ماه هر شب تو را به یاد من می آورد

می خواهم فراموشت کنم اما این ماه با هیچ دستمالی از پنجره ها و این دلم پاک نمی شود !

.

.

.

منتظرم کسی بیاید بگوید :

سُـــــــک سُــــــک

من پیدا کردم گمشده ام را …

.

.

.

شاید دیگه نتونی تکیه کنی به شونم

شاید دیگه نتونم مواظبت بمونم

.

.

.

حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هیچکی بهش “تـــــــوجـــــــه” نمیکنه !

.

.

.
آرزویش برای من ، شیرینیش برای دیگری …

این است سهم من زندگی !

.

.

.

دوریت زمستان دیگر است

کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام …

.

.

.

درد داره “امروز” حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که “دیروز” تمام حرف هایت را فقط به او می گفتی …

.

.

.

باید رفت حتی با ترس !

وقتی مطمئن از ماندن نیستی ، رفتن یقین است …
.

.

.
یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم

واسه برگشتنت هرشب درارو باز میزارم
.

.

.

دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او …

.

.

.

بدترین نوع دلشوره اینه که یادت بره دلیلش چی بوده !

.

.

.

من یاد تو را تا کردم و لای آن کتاب حافظ روی طاقچه که تو به من هدیه کرده بودی پنهان کردم …

آری خوب می دانم که دیگر نیستی ولی چه کنم که همه ی فال هایم تا ابد بوی تو را خواهند داد ؟!

.

.

.

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ، آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛ هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را … روزی که دروغ میگوید ، روزی که دیگر دوستم ندارد ، روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد و روزی که عاشق دیگری می شود !

.

.

.

جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد ؛ به شب آدم اما …

.

.

.

گاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد می کند در عاشقی …

یکی دور می زند اما دیگری باید جریمه شود !

.

.

.

چه انرژی عظیمی می خواهد کنترل اولین قطره اشک برای نچکیدن !!!

.

.

.

ساعت هم مثل ضربان قلبم با رفتنت از کار افتاد …

.

.

.
تکلیفم روشن شد ؛ خاموش میشوم شیرینم …

فرهاد وار اینبار باید به جای کوه ، دل بکنم !

.

.

.

“بی خبری” بی پایان ترین خبری است که از تو میرسد این روزها !

.

.

.

خوانده بود :

“زیر باران باید رفت”

فکر می کرد :

زیر باران باید ، رفت !”

.

.

.

این روزها پارو را رها کرده ام و دراز شده ام کف قایقی معلق که به هیچ کجا نمی رود !

.

.

.

می گویند که ساکتم !

حکایتمان را برای هر که بگویم باورش نمی شود که آن همه عشق ، آن همه نیاز ، آن همه امید

ولی این همه حسرت …

.

.

.
چیزیم نیست ، خوبم !

فقط تو را ندارم

.

.

.

عشق ما همانند روزهای هفته است ، تو شنبه و من جمعه !

نمی دانم چرا جمعه اینقدر به شنبه نزدیک است اما شنبه اینقدر از جمعه دور ؟!

.

.

.

من همین دیروز بود که رفتم رفتم و روی همان نیمکت نشستم …

گل سرخی روی آن گذاشتم و مثل همیشه زیر لب گفتم : هرجا که هستی تولدت مبارک !

.

.

.

در غیاب تو زرد زرد شده ام …

شاخه هم دیگر حوصله نکرد گوش دهد به ناله هایم ، با اولین نسیم به روی زمین افتاد !

.

.

.

چه رابطه ای است بین گلوی تو و چشمان من ؟

تو بغض میکنی ، چشمان من خیس می شوند

آدرس کوتاه شده مطلب
http://kafshdoozaki.ir/?p=3716

مطالب مشابه

بیوگرافی نویسنده

حسين

سلام حسین هستم 26 سالمه از دورود لرستان اميدوارم از سایت کفشدوزکـ خوشتون اومده باشه :)

مشاهده تمامی 1901 پست

تبلیغات

ارسال دیدگاه

۲ دیدگاه ارسال شده
  • zakarea 154 S می‌گه:

    بد نبود .

  • :x :| :-* :P :(( :( :)) @};- :D more »

    کد امنیتی را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

    به نکات زیر توجه کنید

    • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
    • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.