کفشدوزک اس ام اس و سرگرمی

» اس ام اس های جدید دلشکسته , جدایی

فروشگاه

فروشگاه

morghamin-1

gushvare

bank

اعلانات سایت

- وبگاه اس ام اس و سرگرمی کفشدوزک در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

- مطالب درخواستی خود را میتوانید از طریق قسمت نظرات یا از طریق تماس با ما به ما اطلاع دهــید.

 

اس ام اس های جدید دلشکسته , جدایی ۱۸ اسفند ۱۳۹۲

اس ام اس های جدید دلشکسته , جدایی

آرشیو اس ام اس های دلشکسته

53667747249172454996 300x225 اس ام اس های جدید دلشکسته , جدایی

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …

فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد …
فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم …

.

.

.

یادت هست…؟!

روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!
و من سکوت کردم…
دیدی …! جاده جایی نرفت…!
آن که رفت ، تو بودی
راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست
همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را  . . .

.

.

.

من زبان برگ ها را می دانم …

مثلا “خش خش” یعنی “امان از جدایی”
پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمی کند …

.

.

.

آن روز که تو رفتی

از آن سو
و من هم از این سمت،
دنیا به دو پاره شد
به سویی و به سمتی

.

.

.

از روزهای رفته نگو

روزهای مانده را تعریف کن
با چند ماه خداحافظی کنم
به چند خورشید سلام
تا بیایی …. ؟!

.

.

.

روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست ؟

گفتم بر آورده شدن آرزوی تو !
ولی ندانستم آرزوی تو جدایی از من است . . .

.

.

.

آنـــــقـَـدر پـُشــتـــِ سـَـرَت آب ریخــتــمــــ…

کــ ه تَـمـامـــِ کـوچـه سـَـبـز شـُـد !
پـــس چـِـرا نـیـامـدی ؟!

.

.

.

هوای بوی تنت را کرده ام ، می دانی . . .

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است . . . !

.

.

.

همه یهویی ها خوبن :

یهویی بغل کردن
یهویی بوسیدن
یهویی دیدن
یهویی سورپرایز کردن
یهویی بیرون رفتن
یهویی دوست داشتن
یهویی عاشق شدن
اما امان از یهویی رفتن !

.

.

.

پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است؛

به ویرانی لانه اش فکر نمی کند!

.

.

.

ابراهیم که نیستم میگذاری میروی …

این آتش نبودنت بر من گلستان نخواهد شد !!!

.

.

.

رهایم کردی چرا که برهنگیت را نجوییدم ،

بوسه هایت را نطلبیدم و طعم گس گناه را نچشیدم !
رهایم کردی چرا که عشق ورزیدم !

.

.

.

از تراکم ابرها می ترسم

می روی
چتری برایم بگذار
تنها
زیر شلاق باران می ترسم

.

.

.

ای کاش آشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود

یا مرا با او نمی کردی آشنا یا مرا از او نمی کردی ، جدا . . .

.

.

.

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم
دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد
وابستگی ام را به تو باور کردم . . .

.

.

.

او می رود دامن‌کشان

او می رود دامن‌کشان
او می رود دامن‌کشان
من…
زهر ِ تنهایی چشان…
و سالهاست،
…رفتنش هر غروب ، در ذهنم تکرار میشود

.

.

.

مات شدم
از رفتنت !
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست!

.

.

.

ای کاش . . .

قانون همه ی دوستی ها این بود :
یا رفاقت تعطیل ..
یا جدایی هرگز ..!

.

.

.

دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که،

نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !

.

.

.

آتش زدن به یک “سرنوشت”

کبریت نمی خواهد که !!
“پـــا” می خواهد …
که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …
و …
بـــــــــروی .. !!

.

.

.

هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟

نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !

.

.

.

جـــدایــی مــان ؛

هیــچ یکـــ از تشــریفــاتــــ آشــنایمــانــــ را نــداشتـــ
فقــط تــو رفـــتــی
و منــــ ســعیــــ کـــردمـــ
ســـ ــنگــــ دل بــاشـــمــــ

.

.

.

صدای پای تو که می روی

و صدای پای مرگ که می آید…
دیگر چیزی را نمی شنوم !
.

.

.

.

درد دارد…

وقتی با نسیمی برود…
کسی که به خاطرش به طوفان زده ای…

.

.

.

نباشی؛

برای ِ من هیچ اتفاقی نمی‌افتد!
فقط گاهی موهایِ صورتم سفید می‌شود
گاهی موهایِ سَرم می ریزد . . .

.

.

.

چشمان مرا به چشمهایش گره زد

بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد . . .

.

.

.

خنک شدى ؟

اما من هنوز داغم از رفتنت در این سرماى بى رحم !

.

.

.

درنگ

عجب دنیای عجیبیست!
رفتن و ماندن من به یک نقطه بند بود
زمانی که گفتی”برو”
چقدر عاشقانه می شد ، اگر نقطه اش بالا بود . . .

.

.

.

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود

چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی…
من سوگوار نبودنت نیستم !!
من شرمسار این همه تحملم …

.

.

.

همیشه جرات عاشقانه جدا شدن رو داشته باش

اما حقارت به زور نگه داشتن رو به دوش نکش

.

.

.

کار سختی پیش رو دارم : بعد از رفتنت باید زنده بمانم !

.

.

.

عیسی را،

به صلیب هم نمی کشیدند ،
می کشتند
مثل تو،
که اگر مرا از یاد نمی بردی ،
می رفتی

.

.

.

هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم . . .

“ چرا رفتی ؟ ”

آدرس کوتاه شده مطلب
http://kafshdoozaki.ir/?p=3712

مطالب مشابه

بیوگرافی نویسنده

حسين

سلام حسین هستم 26 سالمه از دورود لرستان اميدوارم از سایت کفشدوزکـ خوشتون اومده باشه :)

مشاهده تمامی 1901 پست

تبلیغات

ارسال دیدگاه

:x :| :-* :P :(( :( :)) @};- :D more »

کد امنیتی را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.