کفشدوزک اس ام اس و سرگرمی

» جملات و اس ام اس امام زمان

فروشگاه

فروشگاه

morghamin-1

gushvare

bank

اعلانات سایت

- وبگاه اس ام اس و سرگرمی کفشدوزک در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

- مطالب درخواستی خود را میتوانید از طریق قسمت نظرات یا از طریق تماس با ما به ما اطلاع دهــید.

 

جملات و اس ام اس امام زمان ۲۲ دی ۱۳۹۲

جملات و اس ام اس امام زمان

آرشیو اس ام اس های مناسبتی

sms emem zaman جملات و اس ام اس امام زمان

از طلوع رنگ رنگ انتظار
تا غروب لحظه های ماندگار
من نشستم کنج دیوار دلم
تا بیاید صاحب این روزگار

.

.

.

به ذهن شبزده من ظهور کن مهتاب
ز دشت تیره ظلمت عبور کن مهتاب
دلم گرفته نگارم ، ببین که تاریکم
به خاطر دل عاشق ظهور کن مهتاب
.

.

.

گفتند که تک سوارمان در راه است
از اول صبح چشممان بر راه است
از یازدهم دوازده قرن گذشت
تا ساعت تو چقدر دیگر راه است ؟
.

.

.

زیباترین یقین بخدا پیش روی ماست
با یوسفی که یکسره در آرزوی ماست
ما گرد و خاک پای تو را جمکران کنیم
یک گوشه از نگاه تو را آسمان کنیم
.
.

در ادامه مطلب ببینید…


افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم
جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم
.

.

.

تا نقش تو هست نقش آیینه ما
بوی خوش گل نشسته در سینه ما
در دیده بهار جاودان می شکفد
با یاد تو ای امید دیرینه ما
.

.

.

تا کی در انتظار تو شب را سحر کنم ؟
شب تا سحر به یاد رخت ناله سر کنم ؟
ای غایب از نظر ، نظری کن به حال من
تا چند سیل اشک روان از بصر کنم ؟
.

.

.

ما عاشق بی قرار یاریم همه
بر درد فراق او دچاریم همه
از پای به جان او نخواهیم نشست
تا سر به قدومش بسپاریم همه
.

.

.

به دنبال تو می گردم نمی یابم نشانت را
بگو باید کجا جویم مدار کهکشانت را
تمام جاده را رفتم ، غباری از سواری نیست
بیابان تا بیابان جسته ام ردّ نشانت را
.

.

.

وقتى بسان خورشید از گوشه اى برآیى
روشن شود جهانى وقتى که تو بیایى
ماندم در انتظارت اى کوکب هدایت
بنما جمال خود را اى آیت خدایى
.

.

.

میگویند جمعه می آید
آری ، روزی که بازار تعلقات دنیا را تعطیل کنیم او خواهد آمد !
.

.

.

بگذار بگویمت دلم غم دارد
یک عالمه اشک و آه و ماتم دارد
عجل به ظهور ، عصر آدینه ها
ای یوسف فاطمه تو را کم دارد
.

.

.

حضور تو پیداست ؛ من غایبم !
آیا امید ظهوری هست مولای من ؟
.

.

.

کى رفته اى ز دل که تمنا کنم تو را ؟
کى بوده اى نهفته که پیدا کنم تو را ؟
غیبت نکرده‏اى که شوم طالب حضور
پنهان نگشته‏اى که هویدا کنم تو را
.

.

.

یه روز میاد جمعه ای که غروبش دلنشینه !
اللهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان …
.

.

.

فروغ روی یزدان داری ای دوست
صفای باغ رضوان داری ای دوست
تویی یوسف که در هر کوی و برزن
هزاران پیرکنعان داری ای دوست
.

.

.

آید ز سفر نگارم ان شاءالله
آن نور دو چشم تارم ان شاءالله
سوگند خورم که صبح روز فرجش
جان در قدمش سپارم ان شاءالله
گر یار بیاید نفسی دیدن من
سر در ره او گذارم ان شاءالله
تا سینه نفس دارد و دل سوزِ نوا
دست از طلبش ندارم ان شاءالله
یک بار چه می شود بیاید سویم
آن دلبر گل عذارم ان شاءالله
پیغام به من رسانده پیک دلبر
آید سحری کنارم ان شاءالله
داده است به من وعده که بعد از موتم
آید به سر مزارم ان شاءالله
“مجتبی روشن روان”
.

.

.

دلم دوباره ببین که شده پریشانت
عزیز فاطمه ای جان من به قربانت
برای روز ظهورت ، برای آمدنت
چقدر مانده که کامل شوند یارانت ؟
بگو چگونه بیایم چگونه آقا جان
به جستجوی تو و خیمه و بیابانت
به که قسم بخورم بی تو من کم آوردم
بس است این همه دوری بس است هجرانت
تو را قسم به صبوری قلب منتظران
عزیز فاطمه برگرد سوی کنعانت
عدالت علوی تو خواب این شهر است
فدای آن لبه ی ذوالفقار برانت
اگرچه لایق احسان تو نبودم من
همیشه شامل من بوده است احسانت
از این حجاب پر از ابر آسمان ، آخر
ظهور می کند آن روی ماه پنهانت
“مهرداد مهرابی”

.

.

.

ای محو تماشای تو چشمان پری ها
از رایحه ات مست تمام سحری ها
خون است دل ما ز فراق رخ ماهت
محصول غم عشق تو شد خونجگری ها
ای گمشده این دل سرگشته کجایی ؟
بس نیست مگر در طلبت در به دری ها ؟
ای همسفر باد صبا نام مرا هم
کن ثبت نگارا به صف همسفری ها
با سالک بیچاره بگو راه کدام است
باید که به تو ختم شود رهسپری ها
ای یار سحر خیز ، سحرخیز نمایم
محبوب تو باشد سحر و دیده تری ها
باید که نمازی به تمنای تو خوانیم
فارغ ز غم نان و تب سیم و زری ها
ای کاش برای دل من از غم عشقت
بالا برود زود تب بهره وری ها
شوق نفسی دیدن تو جان به لبم کرد
ما را برهان یار از این جان به سری ها
با باد صبا من گله از زلف تو کردم
تا چند بمانیم در این بی خبری ها
تا چند کنی ناز برای من مجنون ؟
تا چند کنی جلوه به چشم دگری ها ؟
شیرین سخنی گر به سخن لب بگشایی
تعطیل شود کار تمام شکری ها
آوای انالمهدی تو از حرم عشق
پایان بدهد بر همه نوحه گری ها
“مجتبی روشن روان”
.

.

.

هر شب به یادت ای ماه
از سینه می کشم آه
کی میرسی تو از راه ؟
.

.

.

بازآ دلم ز گردش دوران شکسته است
چون کشتی از تهاجم طوفان شکسته است
آیینه خیال نهادم به پیش روی
دیدم که قلبم از غم هجران شکسته است

آدرس کوتاه شده مطلب
http://kafshdoozaki.ir/?p=2523

مطالب مشابه

بیوگرافی نویسنده

حسين

سلام حسین هستم 26 سالمه از دورود لرستان اميدوارم از سایت کفشدوزکـ خوشتون اومده باشه :)

مشاهده تمامی 1901 پست

تبلیغات

ارسال دیدگاه

:x :| :-* :P :(( :( :)) @};- :D more »

کد امنیتی را وارد کنید * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.